چقدر زندگی بی درد زیباست

خاطرات یک بیمار

الان ۳۶ ساله هستم، از سن ۱۸ سالگی

بر اثر بلند کردن وزنه بدنسازی

به این درد گرفتار شدم هر دکتری رفتم گفتند باید با دیسک مدارا کنی

تا به امروز زجر کشیدم درد کمر داشتم

ولی از دوسال پیش به مدت یک ماه زمینگیر شدم

 پای چپ من بی حس شد و

درد در پشت کمرم هر روز بد تر شد

 با انالیز کردن و جستجو دنبال یه دکتر خوب

به همه جا سر میزدمچون موافق نبودم

که عمل جراحی انجام بدم

و از عوارض عمل باز میترسیدم

شنیده بودم که یه نوع عمل بسته وجود داره

که درصد بهبودی بالایی داره تصمیم گرفتم

هر طوری که شده اطلاعاتی از این عمل بگیرم

که خوشبختانه با مشاوره عالی

و دلسوزانه و دکتر تحت درمان دیسکوژل قرار گرفتم

 الان پنج روز از عمل من گدشته خوشبختانه روز به روز

بهتر میشوم وبه زندگی روز مره خود باز گشته ام

من و کل اعضای خانوادم اول از خدا بعد لطف

دکتر …   را هرگز فراموش نخواهیم کرد

پیامهای متفرقه ایشان
امروز تو فرودگاه کلی گریه کردم

از بس درد کشیده بودم

در حال تزریق دیسکوژل
دومین شب با ارامش رو سپری میکنم
با امشب میشه سه شب که راحت میخوابم
بازم دعاتون میکنم
کاش همه بدون درد زندگی کنند
دارم هر روز خدا رو شکر میکنم که

شما وسیله شدید که من روز به روز بهتر شم
به لطف شما عالی عالی
شما بهترین کادوی تولد منو بهم دادید
ممنون از بابت همه چی

از دکتر …  از همه همکاراتون

شما لطف بزرگی در حق این مردم میکنید

اگه قدر بدونند
من به لطف خدا دارم رعایت میکنم که بهتر بشم

معجزه میکنه این دیسکو ژل
من دوست داشتم دکتر باهام مصاحبه میکرد

تا داد میزدم که چقدر سخت گذشته بهم
فکر کن من سخت ترین مریض شما بودم

ببین چی کشیدم
هر وقت یادم میوفته گریم میگیره
کسی که ۳۶ سال از خدا عمر بگیره

بعد ۲ سال زمین گیر بشه

همش استرس اینکه

شاید دیگه نتونم رو پای خودم بایستم عذابم میداد 
دیگه طوری شده بود که به جوانهای هم سن خودم حسودیم میشد
باورم نمیشد که کسی که داره راه میره می ایسته

بدون درد

باورم نمیشد

که فقط من درد میکشم فکر میکردم واسه همه عادی

اما من این جوری بودم کسی که درک نمی کرد

معنی دیسک چیه

همه این درد رو یه کمر درد ساده میدیدند
بادوستام بیرون میرفتم من لنگون لنگون

پشت سرشون راه میرفتم
ولی اونا با هم بگوبخند میکردند

انگار فقط خودم بودم و خودم
هر ۵ قدم می ایستادم تا که اروم بشه

ولی انگار درست نمیشد

انگار چیزی تو کمرم کم شده بود

کاملا احساس میکردم
ولی خدا رو شکر کمرم دوباره حس گرفته

انگار تقویت شده نیرو گرفته وبه یاری خدا

مثل روز اول میشم مادرزادی

من بیشتر به خدا نزدیک تر شدم

که لطفش نسبت بهم بی نهایت بوده
بعد لطف شما و اقای دکتر

سه سال و نیم از دارمان این بیمار با تزریق دیسکوژل می‌گذرد

و خوشبختانه ایشان همچنان در سلامتی کامل بسر میبرند

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *