دلایل رایج درد گردن چیست؟

درد گردن یا درد گردن و بازو اغلب با مشکلی ارتباط دارد که از ستون فقرات ناشی می‌شود. نمونه‌هایی ازجمله ساییدگی یا فتق دیسک کمر، آرتریت‌های ستون فقرات در ناحیه‌ی گردن، آسیب بافت نرم در اثر ضربه و در موارد نادر، چیزهایی همچون عفونت، تومورها یا کیست‌ها.

وقتی شانه درد می‌کند، احتمالاتی که در مورد علت آن به ذهن می‌آیند، تورم کیسه‌های مفصلی، پارگی ماهیچه‌های گرداننده‌ی شانه، گیرافتادگی یا سندرم شانه‌ی یخ‌زده هستند.

اما وقتی ترکیبی از درد گردن و شانه دارید چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا به این معنی است که هر دو ایراد دارند؟ یا ممکن است یکی از مواردی که در بالا ذکر شدند علت نشانه‌ها در هر دو ناحیه باشد.

به‌طور خلاصه، وقتی هر دو ناحیه بد عمل می‌کنند، چند اندام بدن درگیر می‌شوند (اگرچه این موضوع بیشتر برای مشکلات گردن صدق می‌کند).

یعنی براساس اینکه کدام‌یک از بافت‌ها تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند و چگونه واکنش نشان می‌دهند، ممکن است در هر دو ناحیه‌ی گردن و شانه‌ها درد داشته باشید. با این حال الگوهایی در این میان نقش دارند. بیاید نگاهی به آنها بیندازیم.

مشکلات گردن که باعث درد شانه می‌شوند

ستون مهره‌های گردنی (cervical spine)، یعنی همان بخشی از ستون فقرات که با گردن در ارتباط است، از هفت استخوان نسبتا کوچک و بسیار متحرک، به‌علاوه‌ی رباط‌ها، عضلات، دیسک‌های جذب شوک و غیره تشکیل شده است.

به‌خاطر اندازه و پیچیدگیِ این قطعاتِ به هم متصلِ متحرک، گردن نسبت به ساییدگی‌های مهره‌ها که منجربه آرتروز می‌شود و همین‌طور جراحت و اختلالات موضعی آسیب‌پذیر است.

یکی از شایع‌ترین انواع درد شانه و دست که به واسطه‌ی مشکل گردن ایجاد می‌شود، رادیکولوپاتی گردنی (cervical radiculopathy) نام دارد.

هر چند درد از نشانه‌های رادیکولوپاتی است، اما این فهرست به همین جا ختم نمی‌شود. نشانه‌های رادیکولوپاتی زمانی ایجاد می‌شوند که چیزی، خواه یک فتق دیسک، کیست سینوویال یا بخش دیگری از بافت که به‌طور طبیعی متعلق به این قسمت نیست، فشار می‌آورد و در نتیجه ریشه‌ی عصب نخاعی را تحریک می‌کند.

ریشه‌های عصب نخاعی (The spinal nerve roots) که در دو سوی ستون فقرات قرار گرفته‌اند، رشته‌هایی عصبی هستند که از طناب نخاعی اصلی بیرون آمده و به همه‌ی قسمت‌های بدن کشیده شده‌اند. (این عصب‌ها وقتی از عصب نخاعی کشیده می‌شوند، که به‌طور کامل از ستون فقرات بیرون آمده باشند).

ریشه‌های عصب نخاعی در فضاهایی به نام سوراخ بین‌مهره‌ای (intervertebral foramen) قرار دارند که اساسا سوراخ‌هایی در دو طرف ستون فقرات هستند. جفت‌های راست و چپِ سوراخ بین‌مهره‌ای را می‌توان در هر سطح نخاعی یافت؛ آنها با هر یک از ۲۴ استخوان نخاعی (استخوان‌های مهره) که ستون را تشکیل می‌دهند، در ارتباط هستند.

خلاصه اینکه از آنجایی که رادیکولوپاتی زمانی به‌وجود می‌آید که ریشه‌ی عصب نخاعی به‌وسیله‌ی چیز دیگری فشرده یا تحریک شده باشد، نه‌تنها درد، بلکه احتمالا بی‌حسی، ضعف، سوزن‌سوزن‌ شدن یا تحریک‌های الکتریکی را هم تجربه خواهید کرد.

و از آنجا که اعصاب از ریشه‌ی عصب به همه‌ی نقاط بدن، از جمله بازو، کشیده می‌شوند، نشانه‌هایی که با فشار برروی ریشه‌ی عصب شروع می‌شوند، ممکن است بازو را هم تحریک کنند (و در مسیرشان روی شانه هم تأثیر بگذارند). پزشکان طی فرایند تشخیصِ مکان دقیقی که نشانه‌های رادیکولوپاتی از آن ناشی می‌شوند، از این اطلاعات بهره می‌برند.

حالا رایج‌ترین شرایطی که منجر به رادیکولوپاتی می‌شوند چه هستند؟

این فهرست کوتاه را برای پاسخ به این پرسش آماده کرده‌ایم.

وضعیت ستون مهره‌های گردنی که منجر به رادیکولوپاتی می‌شوند

اسپوندیلوز گردن (Cervical spondylosis)‌ که با نام آرتروز گردن هم شناخته می‌شود؛ ممکن است موجب شکل‌گیری زائده‌های استخوانی بشود آن هم درست در جایی که نباید بشود، یعنی در سوراخ‌های بین‌مهره‌ای که قبلا در موردشان گفتیم! این معمولا در مراحل بعدی رخ می‌دهد که تنگی نخاعی نامیده شده و در ادامه درباره‌اش صحبت می‌شود.

تنگی کانال نخاعی (Spinal stenosis) که نوع پیشرفته‌ای از آرتروز ستون فقرات است، وقتی رخ می‌دهد که فضاهای بین این ستون، یعنی کانال نخاعی و سوراخ بین‌مهره‌ای تنگ شوند. از آنجا که تنگی با آرتریت در ارتباط است، این تنگ‌شدن معمولا به علت نوعی رشد اضافی استخوان در آن محل است که در فضای مربوطه نفوذ می‌کند.

این امر می‌تواند باعث برخورد بین استخوان جدید و ریشه‌ی عصب نخاعی شود که منجر به رادیکولوپاتی می‌شود.تنگی کانال نخاعی می‌تواند باعث لنگش عصبی (neurogenic claudication) هم بشود که گرفتگی، درد و ضعف در یک پا از نشانه‌های آن است. در حقیقت لنگش عصبی نشانه‌ی خاصِ تنگی نخاعی است.

خرابی دیسک بین‌مهره‌ای (Degenerative disc disease) که یکی از اولین نشانه‌های تغییر نامناسب در ستون فقرات (و در نتیجه آرتریت گردن) است که رخ می‌دهد و عبارت است از استهلاک و فرسودگی که بر بالشتک‌های جذب شوک که بین استخوان‌های ستون فقرات قرار دارند، تأثیر می‌گذارد. در صورت بروز خرابی دیسک بین‌مهره‌ای یا به اختصار DDD، باز هم آن الیاف سخت‌تر بیرونیِ دیسک (آنهایی که از مواد نرم درونی محافظت و آنها را محصور می‌کنند) ساییده شده و از بین می‌روند. این ممکن است منجر به بالجینگ دیسک (bulging disc) یا فتق دیسک (herniated disc) بشود.

این مایع درونی، همان چیزی است که قابلیت جذب شوک را به دیسک می‌دهد. وقتی این مایع خشک شده یا بیرون بریزد، مثل آنچه در بسیاری از موارد مشکلات دیسکی پدید می‌آید، ممکن است انعطاف‌پذیری شما کاهش و دردتان افزایش پیدا کند. دیسک‌هایی که کاملا خشک شده‌اند، منجر به مفصل‌بندی استخوان روی استخوان می‌شوند که نه‌تنها دردناک است، بلکه شاید منجر به زائده‌های استخوانی هم بشود.

فتق دیسک بین‌مهره‌ای (Herniated intervertebral disc) زمانی رخ می‌دهد که الیاف سخت بیرونیِ بالشتک‌های جذب شوک که بین استخوان‌های فقرات قرار دارند تا جایی از هم گسیخته شوند که مایع درونی آن بیرون بریزد. این از نظر تئوری دردناک نیست، اما خیلی‌اوقات ماده‌ی فتق دیسک روی ریشه‌ی عصب نخاعی قرار می‌گیرد که منجر به نشانه‌های رادیکولوپاتی می‌شود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *